هري پاتر و همون خودش (داستان طنز)

فصل ۱

"تابستاني بي دغدغه"

هری وقتی از قطار داغون پاغون هاگوارتز پیاده شد پرید بغل هرمیون. هرمیون سه متر پرت شد اون ور افتاد تو بغل رون. رون داد زد:" اوش او ... می خواید ابراز احساسات کنید برید یه جای دیگه ... " هرمیون گفت: "این هری بدبخت بار اولش نیست که این جوری خدافظی می کنه هر دفعه مثل گاو می پره تو بغل آدم خیر سرش می خواد خدافظی کنه. دفعه ی پیش افتادم تو بغل ویکتور کرام فکر کرد می خوام خودم رو بهش قالب کنم یه چشمی نازک کرد منم زدم تو دهنش گفتم فکر کردی عاشق چشم و ابروتم؟ بعد یه فصل زدمش. "

هری گفت: "هرمیون خیلی ور ور می کنی ورنون مچل شده جلو قطار. تا سال دیگه می خوام ازتون خدافظی کنم."

سپس سکوت بدی بینشون برقرار شد. رون سکوت رو شکست و گفت: "بدو برو دادلی داره دم در جون می ده تا خدا ورش نداشته برو دیگه ..."

هری گفت: " باشه پس با خرت برام نامه بفرست."

ـ " باشه قربونت. خدافظ. "

هری از هرمیون هم خدافظی کرد و از قطار پیاده شد. رون و هرمیون هم پیاده شدند و رفتند. هری با باروبندیلش رفت پیش ملنگا. پتونیا و ورنون داشتند جون می دادند و دکمه ی شلوار دادلی هم داشت کنده می شد. تا هری رسید در رفتند و پریدند تو ماشین هری هم آروم وسایلشو گذاشت تو صندوق عقب و خودش هم رفت نشست و وقتی پاشو گذاشت تو ماشین از قصد پاشو فشار داد رو لنگ دادلی. تا خپل خان اومد داد بزنه هری دستشو گذاشت رو دهنش و گفت : " اگه صدات در بیاد یا زر زر کنی شکل یه کپک پرتغالیت می کنم. " طفلک رنگش مثل گچ سفید شد و نشست سر جاش.

زمانی که به خونه ی ورنون رسیدند هری با بدبختی وسایلشو برد بالا و چند روز گذشت. یه روز هری از خواب بلند شد و یه هو دید که یه چیزی خورد به پنجره ی اتاقش چشمشو باز کرد بعد دید دوباره کوریش اوت کرده و هیچی نمی بینه. عینکش رو برداشت و زد تا یه کم چشم و چالش وا شه. به پنجره نگاه کرد و گفت:" ایول خرش اومد." بعد رفت پنجره رو وا کرد و خر مثل گاو اومد تو و دور خودش کله ملق زد و وقتی آروم شد هری دید یک نامه ی داغون پاره پوره به پاش بسته تا اومد نامه رو باز کنه نامه منفجر شد. خرچال بدبخت داشت جون می داد. هری گفت: "وا ... جل الخالق نامه ی عربده کش که اینجوری نبود." کمی که دقت کرد فهمید که نامه مال فروشگاه شوخی برادران ویزلیه. یک دفعه صدایی که معلوم نبود مال فرده یا جرج در شد که گفت: " امروز ساعت ۶ تو پناهگاه منتظرتیم."

هری با خودش گفت:" مگه چی شده اینا این موقع خواستند من برم پناهگاه؟ همشون اسگل شدن ریختند سر ما چرت و پرت می گن."

وسایلشو جمع کرد رفت پایین و لبخندی نثار ورنون جون کرد و گفت:" با اجازه من رفتم تو بخاری." ورنون دوباره صوزتش مثل خر قرمز شد و تا اومد یه چیزی بگه هری گفت پناهگاه و یه هو دید از شومینه ی انباری پناهگاه در اومد و گفت: "به خشکی شانس حالا نمی شد از شومینه ی تو خونه سر در میاوردم" بعد از اینکه خودش رو تر تمیز کرد رفت در زد که یک دفعه یه چشم گنده اومد جلو صورتش. هری گفت:" الله اکبر این چیه دیگه؟ "

یک دفعه جرج درو وا کرد و گفت:" سلام هری اسگله حالت چه طوره؟ "

ـ " این دیگه چه کوفتی بود؟ "

ـ "مال فروشگاهمونه تا کسی میاد اول می بینیم چه خری اومده بعد راهش می دیم تو."

ـ " خوب دیگه برو کنار بذار باد بیاد می خوام برم پیش رون."

جرج از سر راهش کنار رفت و هری اومد تو دید خانم ویزلی بدو بدو اومد صورتشو تف مالی کرد. بدبخت داشت له می شد. خلاصه به سختی رفت بالا. همه جا تاریک بود. در اتاق را باز کرد. ناگهان دید دو تا جرقه رفتند هوا یکدفعه منور زدند هری فکر کرد میدون جنگه جو گیر شد گفت:" برادر حلال کن ایشالا اون دنیا با دامبلدور محشور شي."

رون گفت:" خاك بر سرت كنند بدبخت خير سرمون برات تولد گرفتيم."

جرج و فرد و هرميون و جيني هم داشتند اون ور از خنده روده بر مي شدند. هرميون اومد جلو و هري رو بغل كرد ( اينا نشعت از عقده مي گيره ـ توضيح نويسنده ). بعد هري رفت و با فرد و جرج دست داد. فقط مونده بود جيني. صورت هري مثل ( حذف شده توسط نازنين ) قرمز شد و بعد پريد بغل جيني و بعد از يك ساعت رون و هرميون با سوزن ته گرد از هم جداشون كردند.

هري با خوش حالي دور و برش رو نگاه كرد. همه جا با گل هاي رز سفيد و قرمز تزيين شده بود. تمام كادو هاي روي ميز با سليقه ي خاصي چيده شده بودند و كيكي بسيار زيبا كنار كادو ها خودنمايي مي كرد. بالاخره آقا و خانم ويزلي آمدند و تولد راجشن گرفتند. هرميون براي هري يك كتاب عشقولانه خريد كه وقتي بازش مي كرد يه لب، قد لبهاي گاو مي پريد بيرون و تمتم صورت طرف رو بوس مالي مي كرد. رون طبق معمول یه پلیور اسگلی که ننه اش بافته بود كه روي اون نوشته بود: " به ياد دامبلدور ". پلیوره هم با لباس زير هري ست بود . فرد و جرج هم از فروشگاه شوخيشون جديد ترين اختراعشون رو كادو داده بودند كه يه دوربين عكاسي بود كه هر كسي رو كه مي خواست مي تونست توش ببينه. حالا نوبت كادوي جيني بود و هري بي صبرانه منتظر بود تا كادوي او را ببيند و فكر مي كرد كادوي او از همه بزرگ تر و خوشگل تر باشد. انگار يه پارچ آب يخ خالي كردند. كوچكترين كادو مال جيني بود. هري با خودش گفت:" بيشعور نيشش تا ( حذف شده توسط نویسنده ) بازه خجالت نمي كشه اين كادوي داغون رو آورده."

بالاخره جيني به هري رسيد و كادوش رو با لبخندي مليح تقديم كرد. هري به زور در حالي كه تموم جونش آتيش مي گرفت لبخند زد و كادوش رو باز كرد و ناگهان شوكه شد. يه جفت انگشتر خيلي قشنگ با نگين آبي تو جعبه خودنمايي مي كرد. جيني گفت: " هري اين انگشترها يكيش مال منه يكيش مال تو و وقتي تو توي درد سر باشي توي نگين انگشتر عكس يه گورخر مي افته كه شبيه منه و تو مي فهمي من تو خطرم و بر عكس اگه تو توي خطر باشي عكس يه گورخر كه شبيه توئه توي نگين انگشتر من ميفته و من براي كمك تو ميام. بعد انگشتر رو دست هري كرد و هري هم انگشتر جيني رو دستش كرد. يه دفعه فرد فرياد زد:" پيوندتان مبارك. ايشالا به پاي هم پير شيد."

رون داد زد:" خاك بر سر گاوت كنند رواني، مگه گوش نداري بفهمي انگشتره مال چيه؟"

هرميون هم لبخندي زد و گفت" اين فرد مثل هالو ها ... يعني گاوها مي مونه. نگاش كن داره جون مي ده بدبخت."

اون طرف هري از حرفي كه با خودش زده بود ناراحت شد و از اينكه زود قضاوت كرده بود مثل سگ پشيمان بود.

آن شب گذشت و هري از اينكه قرار نبود تابستان امسالش را با اون خاله و عموي جفنگش سر كنه خيلي خوشحال بود. بالاخره يك سال توي عمرش تونست يك تابستان بدون درد سر و عشقولانه داشته باشه.

ادامه نوشته

مصاحبه ی لرد ولدمورت با روزنامه ی همشهری

با سلام خدمت شما روزنامه خوانان عزیز امروز مصاحبه ای رو با لرد ولدمورت ترتیب دادیم . می دانیم از این خبر خوشحال می شوید . واقعا گرفتن این وقت مصاحبه خیلی سخت بود . همه شبکه ها و روزنامه های رقیب داشتن برای مصاحبه سرودست می شکوندن ، حتی بعضی ها پیشنهاد پول دادن که به جای ما مصاحبه کنن که واقعا دور از شأن و منزلت یک جادوگر است . خب بریم سراغ مصاحبه .
همشهری : سلام خدمت شما لرد عزیز .
لردسیاه : خیلی ممنون ، ولی خیلی وقتمو گرفتید .
همشهری : من می خواهم امروز درباره ی روند کار مرگخواران صحبت کنیم
لرد سیاه : موردی نیست ، بنال .
همشهری : چند وقت پیش شنیده ایم که شما در دانشگاه تهران ، سخنرانی کردید ، دستاوردهای خود را بعد از این سخنرانی بگویید ؟
لرد سیاه : خیلی خوب بود ، خیلی قشنگ دانشجوها رو خر کردم با 200 گالیون پول های لپرکانی که بهشون دادم خوب خر شدن . همچنین جام جهانی کوییدیچ بانوان هم که قراره بر گزار کنیم . خیلی خوب میشه ولی از همینجا یک خبر بد رو به علاقه مندان کوییدیچ بدم که ورود آقایان به داخل استادیوم در زمان برگزاری این مسابقات امکان پذیر نیست . همچنین کلی دانشجو مرگخوار کردم که قراره برای همه آنها کلاس خصوصی آموزش جادوی سیاه بزارم هزینه اش هم ماهی 300 گالیونه . معلمش هم خانم بلاتریکس لسترنجه.

ادامه نوشته

داستان طنز : هری پاتر و سیفون جادویی

يكى بود، يكى نبود، غير از خدا هيچ كس نبود، غير از يه هرى پاتر كه قرار بود بره كلاس هفتم مدرسه جادوگرى هاگوارتز. هرى پيش خانواده دورسلى زندگى مى كرد كه خيلى بدجنس بودن، چون همه اش خورش اسفناج به خوردش مى دادند كه خدايى خيلى چيز ستميه و من اصلاً حال نمى كنم. اونم يه روز قاط زد و شير گاز رو باز كرده و كبريت زد و همه شون رو تركوند، آخه هنوز اجازه نداشت بيرون از هاگوارتز از جادو استفاده كنه. پليس هرى پاتر رو گرفت و قرار شد در ملأ عام اعدامش كنن، اما همين كه طناب دار رو انداختن گردنش، رون و هرميون (كه اسم اصلى اش هرميايونياى است و ما در ترجمه بهش مى گيم هرميون) سوار يه هيپوگريف سر رسيدن و هيپوگريفه يه گاز زد طناب رو پاره كرد و گرفت به منقارش و همون جور كه هرى از گردن آويزون بود تا خود هاگوارتز پرواز كرد. اونجا كه رسيدند، خانم پروفسور مك گوناگال كه مدير مدرسه شده بود، يه نگاه به جسد هرى انداخت و گفت «خيلى بى شعورين حالا بايد يه هنرپيشه ديگه جاى اين بياريم.»

شبش توى تالار مدرسه جشن شروع سال تحصيلى بود و همه كلى شام خوردن، هرى كه چهار پنج تا بطرى نوشيدنى عسلى خورده بود، بدجور بهش فشار اومد و دويد دستشويى. وقتى خواست سيفون رو بكشه، توالت فرنگيه بهش گفت «خيلى نامردى كه اين كار رو با من كردى هرى، من كه يه توالت معمولى نيستم...» هرى هم گفت حرف نزن ديگه توالت هم واسه ما زبون درآورده، بعد سيفون رو كشيد و رفت.

ادامه نوشته

نمیاین شمال؟؟من میخوام برما!!

سلام به همه بروبچ نمیدونم چست و چابک و از این حرفا!!

اصلا حوصله ندارم نظرا که اصلا نداریم ...

اگه این آپ ۱۵ تا نظر نداشته باشه دیگه آپ نمیکنیم.(۱۵تا برای نیمولی عزیز)

خوب یه راست میرم سر خبرا و بقیه چیزا:

جادوي هري پاتر و صندلي کارگرداني

زماني که کريس کلمبوس کارگردان آمريکايي درسال 2000 برنامه هاي آغازين هري پاتر و سنگ جادو را شروع کرد،برنامه ريزي کرد که هر 7 فيلم را بر اساس کتاب هاي هري پاتر کارگرداني کند."وفادار به کتاب ها" اين گفته ي او بود. و اين که همه چيز انگليسي باشد - تمام قيمت ها انگليسي،تمام لوکيشن ها انگليسي و..-.زماني که اولين فيلم آماده شد ،طرفدار هاي هري پاتر هم خوشحال و هم نااميد بودند.بله فيلم اول به داستان وفادار بود اما تماشاچي ها از خود پرسيدند چرا کلمبوس سطح هنري فيلم را ارتقا نداده و آن را کمي بهتر نکرده ؟
در فيلم 2 "هري پاتر و حفره ي اسرار آميز (2002) کلمبوس برنامه ي بازي اش را حفظ کرد.دنباله ي کتاب را گرفت.بدون هيچ تغييري.و دوباره ناراحتي مختصري و نااميدي از سوي تماشاگران فيلم.تلاش براي وفادار بودن به کتاب و شغل ساحرگي و جادوگري در سراسر جهان و روي صفحه ي نمايش کلمبوس را خسته کرد و چوب جادويي هري پاتر به کارگردان مکزيکي آلفونسو کوارون واگذار گشت.کسي که سوابق هنري اش متفاوت بود
.فيلم 3"هري پاتر و زنداني آزکابان (2004) نسبت به کتاب آزادانه تر بود.داستان جذاب تر و با معنا تربه نظر مي آمد.سه بچه - هري،رون و هرميون - با جهان بيرون بيشتر در ارتباط بودند.کوارون همچنان متوجه شد که يک اسطوره مي تواند به روش هاي متفاوتي بيان شود.
در ماه نوامبر اخير ،فيلم 4،در سينماها موفق بود."هري پاتر و جام آتش"اولين فيلمي بود که توسط يک انگليسي کارگرداني شد.و زندگي سه نوجوان را به خوبي بيان ميکرد..
فيلم جديد هري پاتر نيز توسط يک انگليسي کارگرداني ميشود.ديويد يتس.مراکر خبري اعلام کردند که ساخته شدن تمامي صحنه هاي مربوط به هري پاتر بستگي به ديويد يتس دارد.آيا صحنه ي هاي مربوط به کوئيديچ ساخته خواهد شد؟يا صحنه ي بوسه با چوچانگ؟
کار کارگرداني 5 فيلم انجام گرفته و تنها 2 فيلم باقي مانده.5 فيلم توسط 4 کارگردان متفاوت با روش هاي متفاوت کارگرداني شد.و اين که صندلي کارگرداني در 2 فيلم آينده ميزبان چه کسي خواهد بود به صورت يک معما در آمده است.اما در هر حال چراغ اين راه روشن است.به اميد ديدار شما در سينماها.
منبع:
دیوانه ساز ایرانی

 

دعوای مترجم ژاپنی هری پاتر با مأموران ماليات

يوكو ماتسوكا، مترجم ژاپني مجموعه كتابهاي درآمد 30 ميليون دلاري اش را انکار کرده و قصد ندارد بخشي از آن را به مأموران ماليات ژاپن بپردازد.
"يوكو ماتسوكا" كه مجموعه كتابهاي پرفروش هري پاتر را به ژاپني ترجمه و منتشر كرده است، قصد ندارد بخشي از ثروت هنگفتي را كه از اين راه بدست آورده به مأموران ماليات ژاپن بپردازد.
اين مترجم به خاطر انكار درآمد 30 ميليون دلاري اش از چاپ اين كتابها، با مأموران ماليات ژاپن درگير شده است.
به گزارش رويترز، ماتسوكاي 62 ساله ادعا مي كند كه در سوئيس اقامت دارد اما به گفته مأموران ماليات ژاپن، او از سال 2001، بيشتر وقت خود را در ژاپن گذرانده است بنابراين بايد بيش از 700 ميليون ين (6 ميليون دلار) به عنوان ماليات بپردازد.
انتشارات "ساي زان شا"، ناشر كتابهاي ماتسوكا هم از هر گونه توضيحي در اين زمينه سر باز زده است.
اين مترجم از مقامات سوئيس و ژاپن تقاضا كرده است كه وضعيت اقامت او را در سوئيس مشخص كنند.
ماتسوكا تنها مترجمي در ژاپن بود كه توانست حقوق ترجمه هري پاتر را خريداري كند و تمام ناشران بزرگ ژاپن را در اين زمينه پشت سر بگذارد. او اين خوشبختي را با انتشارات ساي زان شا كه توسط همسر مرحومش بنيان گذاشته شده بود، تقسيم كرد و اين انتشارات را از يك مؤسسه نوپا به يك كمپاني بزرگ تبديل كرد.
منبع:
خبرگزاری میراث فرهنگی

 

جانی دپ و "دزدان دریای کارائیب" به رکود بازار سینما پایان می‌دهند

موفقیت فیلم "دزدان دریای کارائیب: صندوقچه مرد مرده" با بازی جانی دپ در عرصه جهانی و رسیدن به مرز 300 میلیون دلار در کمترین زمان ممکن، جانی تازه به کالبد گیشه جهانی بخشیده است.
به گزارش خبرگزاری "مهر"، در هفته ای که گذشت قسمت دوم مجموعه آثار "دزدان دریای کارائیب" در سینماهای جهان بالغ بر 60 میلیون دلار فروخت و بر رکود حاصل از بازی های جام جهانی پایان داد. نمایش فیلم ها در ماه ژوئن دلگرم کننده نبود، اما "صندوقچه مرد مرده" قواعد گیشه را به هم ریخت و تقریبا تمام رکوردهای فروش را شکست.
امسال 9 فیلم در گیشه جهانی مرز فروش 100 میلیون دلاری را پشت سر گذاشتند که از آن جمله می توان به "عصر یخبندان: ذوب" با فروش 448 میلیون دلار، "رمز داوینچی" با فروش 525 میلیون دلار و "تاریخچه نارنیا: شیر، جادوگر و کمد" با فروش 250 میلیون دلار اشاره کرد.
"صندوقچه مرد مرده" در بین 11 فیلمی که به تازگی به نمایش درآمده اند مقام نخست را از آن خود کرد و در 35 کشور جهان به نمایش درآمد. فروش این اثر در ژاپن بالغ بر 17 میلیون دلار بود و فیلم جدید گور وربینسکی عنوان سومین فیلم پرفروش سال را در ژاپن از آن خود کرد. فیلم های "ماتریکس" و "هری پاتر و محفل ققنوس" دو فیلم پرفروش این کشور هستند.
فروش "صندوقچه مرد مرده" در مکزیک به شش میلیون دلار رسید و عنوان پرفروشترین محصول دیسنی در این کشور را از آن خود کرد. سه میلیون و یک میلیون دلار به ترتیب میزان فروش این اثر در کشورهای برزیل و آرژانتین است. مخاطبان سینما در بریتانیا نیز استقبال شایسته ای از این فیلم کردند، به طوری که "صندوقچه مرد مرده" در سومین هفته نمایش در این کشور به فروش 62 میلیون دلار رسید.
از دیگر فیلم های موفق گیشه جهانی می توان به "بازگشت سوپرمن" برایان سینگر اشاره کرد که در40 کشور جهان روی پرده سینماهاست و تا به حال بالغ بر 110 میلیون دلار بلیت فروخته است. در این میان مقام سوم جدول فیلم های پرفروش جهان به انیمیشن "آن سوی حصار" و حیوانات کنجکاوش رسید. این اثر تا به حال 108 میلیون دلار از طریق گیشه جهانی به دست آورده است.
منبع:
خبرگزاری مهر

 

حضور هنرمندان مشهور در مراسم خواندن کتاب رولینگ

Daily Record امروز مقاله ی جدیدی را با عنوان شبی با هری، کری و گراپ منتشر کرده است، که در آن اعلام شده است که Sigourney Weaver (سیگرنی ویور، هنرپیشه مشهور زن امریکایی)، Meryl Streep (مرل استریپ، هنرپیشه مشهور زن امریکایی) و Uma Thurman (اوما ثرمن، هنرپیشه مشهور زن امریکایی) همگی در مراسم خواندن کتاب توسط رولینگ، به نفع امور خیریه حضور خواهند داشت. این مقاله، همچنین شامل توضیحاتی از "کریس موران" از اسکلاستیک است که درخواست این بلیط های فوق العاده را کرده است.
سایت ماگل نت، پوشش خبری کاملی را از حضور جی.کی.رولینگ در نیویورک، شامل عکس، ویدیو، مقاله و ده ها چیز دیگر در روز های آینده فراهم خواهد کرد.

 

 

 

بزرگداشت 'آموزش های رانندگی 13 شهریور در لندن

بزرگداشت (پریمیر) آموزش های رانندگی، با بازی روپرت گرینت و جولی والترز، 13 شهریور (4 سپتامبر) در میدان "لسچر" در لندن، در "سینما وی" برگزار خواهد شد. تا الان، بلیط ها برای فروش آماده نشده اند. فیلم برای نمایش در 17 شهریور (8 سپتامبر) در بریتانیا و در 21 مهر (13 اکتبر) در امریکا برنامه ریزی شده است.

 

خوب اینم از خبرا اول میخواستم بگم که هر کی وبلاگ ولدمورت رو میخواد تو نظرا بگهاولین نفر وبلاگ بهش تعلق میگیره البته باید وبلاگ نویسی هم بلد باشه هیچ تبلیغی هم نمیخواد بکنین.

د.م اینکه من زده به کلم...ولش کنین خوب میگفتم دوم اینکه هر کی خواست میتونه کد لوگوی وبلاگشو تو قسمت نظرات قرار بده تا من بذارم.(اینم بدون تبلیغ برای خودم)

خوب حالا فکر نکنین منت میذارم سرتونا ولی اقلا برای من نظر نمیدین برای نیمولی نظر بدین لطفا.من میخواستم وبلاگو توسعه بدم و سایت بزنم اما با توجه به بی میلی شما تصمیمم فعلا منتفی شده تا ببینیم چی میشه(اسمه سایت هم میخواستم بذارم "تسترال.اْ آر جی")

خوب حالا جواب جغدها يا بهتر بگم جواب بوسه ديوانه ساز ها (نميدونم چي بگم ولي بگين چي بذارم من ميگم بذارم پاترونوس ها):

♥♥♥♥♥♥♥♥♥دنيا ي گلم ممنون كه هنوز به من سر ميزني.♥♥♥♥♥♥♥♥♥

از زهره خانوم هم تشكر ميكنم كه جواب منو دادن ولي من فقط ميخواستم قالبو بردارم و به بلاگفا ترجمه كنم و فكر كنم كه از وريتا سرم گرفته باشه.(در هر صورت ممنونم)

 

امروز هم ۲ تا بازي فلش آوردم كه الان ميگم چيه:

بازي اول يه گوي هست که بايد با کليد هاي جهت نما از بين            

سوراخ ها و ديوار ها ردش کنيد. اين بازي تمرکز

زيادي مي خواد. بازي جالبيه و ارزش امتحان کردنو

 داره.

دانلود بازي

حجم بازی:۶۶ کیلوبایت

 

و اما بازي دوم بازي Mad Shark يا کوسه ي

 ديوانه ي است که تو اقيانوس غواص ها رو مي خوره! با کليد Space گاز مي گيره و با موس هم شنا مي کنه. هر چي مسافت بيشتري رو طي کنيد امتياز بيشتري هم مي گيريد. البته غواص ها هم همينطوري صبر نمي کنن تا شما بهشون حمله کنين. بازي تقريبا سختيه. با سرعت زياد هم حرکت نکنيد چون زود خسته مي شين. با خوردن ماهي ها هم مي تونيد انرژي بگيريد.

دانلود بازی

حجم بازی:۲۴۷ کیلوبایت

خوب اینم از بازیا.

خوب خبر بعد در مورد اینه:

عزیزانی که قصد PDF فايلهاي خود را دارن و قادر به اين كار نيستند به آزكابان اعتماد كنند.

خوب هر كي ميخواد فايلها يا داستاناشو پي دي اف كنه من براش به صورت رايگان انجام ميدم و هيچ تبليغي هم نميكنم.هر كي خواست كامنت(نظر)در اسرع وقت بهش ميرسه.

سریعترین مرورگر وب « اپرا »
  این مرورگر قدرتمند با قابلیت ها و ویژگیهای فراوانی که داره امکانات زیادی را برای شما فراهم میکنه .

این هم نسخه 9 این مرورگر سریع كه پيشنهاد ميكنم حتما دانلودش كنيد.

 

دانلود فايل

حجم: ۴.۶ مگابایت

 

  • ۱ دونه هم دعوتنامه پرشين گيگ دارم هر کی اول بخواد اون میگیره.
  • دعوتنامه جيميل هم 15 تا دارم اگه خواستين نظر بدين ميذارم.
  • وبلاگم یادتون نره هر کی وبلاگ ولدمورت رو میخواد کامنت(نظر)بذاره .
  • لوگو و بنر هاي شما رو هم بدون هيچ در خواستي تو وبلاگ ميذارم.
  • فايل هاي شما رو بدون تبليغات و درخواستي به PDFتبديل ميكنم.

 

خوب بروبچ فعلا باباي نظر هم يادتون نره!

خیلی نامردید من این همه آپ می کنم بعد می گن که یاشار آپ کنه بهتره !

حالا من اون ویدیو رو ضبط کردم ۵ شنبه یا جمه شاید بزارم مدت ۵۶ دقیقه هست حالا اگه نظر دادین می زارمش (۱۵ عدد نظر ناقابل)

 

یاشار به نظر من دیگه اصلا آپ نکن